تبليغاتX

پورتال جوانان -علمی -همسر یابی -تفریحی و سرگرمی و جالبترین اخبار http://parsilove.com منتظر شما هستیم

صفای اشک - وفای غم

صفای اشک - وفای غم

(صفای اشک وفای غم)




نويسندگان



آثار عاشق چشم براه



دوستان منتظر شما



لینکهای جالب



وضعیت من در یاهو



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





یاد گرفتم که :

یاد گرفتم که :

 با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند.

 با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند.

 از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود.

تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم.


[+] نوشته شده توسط مجید در 3:36 بعد از ظهر | |







سخنان پند آموز



دکتر شریعتی : آنگاه که همه به دنبال چشمانی زیبا هستند، تو به دنبال نگاهی زیبا باش.


ناپلئون : فقط و فقط از ترسیدن بترس.

دانته : به یاد داشته باش که امروز طلوع دیگری ندارد.


می خواهم ولی نمی توانم، افسوس که می توانستم ولی نخواستم.

برای اینکه بزرگ شروع کنی لزوما نباید بزرگ باشی ولی برای اینکه بزرگ شوی لزوما باید شروع

کنی.


زندگی مثل یک پیانوست همان چیزی را می شنوی که می نوازی.


چارلی چاپلین: من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند، اما

سکه صدقه رهگذر

خودخواهی، آن را می خشکاند، احساس کرده ام.


جان اوليور هانيز: مردم اشتباهات كوچك خود را روي هم مي‌ريزند و از آن غولي مي‌سازند كه

نامش تقدير است.


هنری فورد: موانع آن چیزهای وحشتناکی هستند، که وقتی چشمتان را از هدف بر می دارید به

نظر می رسند.


[+] نوشته شده توسط مجید در 3:27 بعد از ظهر | |







ارزش

روزی دست پسر بچه ای که در خانه با گلدان کوچکی بازی می کرد، در آن گیر کرد و هر کاری کرد، نتوانست دستش را از گلدان خارج کند. به ناچار پدرش را به کمک طلبید. اما پدرش هم هر چه تلاش کرد نتوانستند دست پسر را از گلدان خارج کنند. پدر دیگر راضی شده بود به شکستن گلدان که تصادفا خیلی هم گرانقیمت بود، فکر کند. قبل از این کار به عنوان آخرین تلاش به پسرش گفت: دستت را باز کن، انگشت هایت را به هم بچسبان و آنها را مثل دست من جمع کن. آن وقت فکر می کنم دستت بیرون می آید.
پسر گفت: "می دانم اما نمی توانم این کار را بکنم."
پدر که از این جواب پسرش شگفت زده شده بود پرسید: "چرا نمی توانی؟" پسر گفت: "اگر این کار را بکنم سکه ای که در مشتم است، بیرون می افتد."
شاید شما هم به ساده لوحی این پسر بخندید، اما واقعیت این است که اگر دقت کنیم می بینیم همه ما در زندگی به بعضی چیزهای کم ارزش چنان می چسبیم که ارزش دارایی های پرارزشمان را فراموش می کنیم و در نتیجه آنها را از دست می دهیم.


[+] نوشته شده توسط مجید در 3:24 بعد از ظهر | |







نگرش


چگونه پی میبرید که نگرشتان باعث تضعیف روحیۀ شما می شود‌ و لازم است که تغییر یابد؟ نگرشتان ٬مخرب محسوب می شود اگر:
۱-برآورده کردنش غیر ممکن باشد.
۲-هر چیزی که از کنترل شما خارج است٬ تعیین کنندۀ برآورده شدن با نشدن آن باشد.
۳-راههای محدودی برای خوشحال کردن شما وجود داشته باشد و راههای زیادی برای ناراحت ساختن شما.
هم اکنون کنترل نگرشهای خود را بدست بگیرید و به سوالات زیر پاسخ کامل بدهید:
۱-چه چیر باعث احساس خوشحالی در شما می شود؟ ۲-چه چیز باعث خواهد شد تا احساس کنید که مورد علاقه دیگران هستید؟ ۳-چه چیز باعث میشود احساس اطمینان به خود داشته باشید؟ ۴-چه چیز باعث میشود تا شما احساس کنید در تمام جنبه های زندگی موفق هستید؟
از مردم انتظار نداشته باشید که مطابق اصول زندگی شما رفتار کنند و خود را با آن منطبق سازند. خصوصا زمانی که خود نیز اهل گذشت نباشید و همچنین به خاطر داشته باشید که حتی اگر پیشاپیش نیز٬ دیگران را از اصول زندگی خود مطلع سازید٬ باز هم ممکن است سوء تفاهمهائی رخ دهد.
اگر در زندگی٬ دنبال عمیق ترین احساس رضایتمندی هستیم٬ تنها از یک راه می توانیم آن را بدست بیاوریم و آن این است که بدانیم بالاترین ارزش زندگیمان چیست و بعد خود را برای رسیدن به آن متعهد کنیم.

۳۶۵ گام تا موفقیت
آنتونی رابینز


[+] نوشته شده توسط مجید در 3:16 بعد از ظهر | |







از فروشگاه اینترنتی ما نیز دیدن فرمائید

از فروشگاه اینترنتی ما نیز دیدن فرمائید



http://shopnama.com


[+] نوشته شده توسط مجید در 10:38 بعد از ظهر |







جالبترين حيوانات دنيا

* آلپاكا (Alpaca)

"آلپاکا" گونه اهلي شده گونه شترهاي جنوب آمريکا است که از گونه وحشي آلپاکاها گرفته شده است. ظاهر اين حيوان مانند گوسفند است، البته با رنگهايي متنوع و گردني بلندتر، در حاليکه گوسفندها تنها در رنگ سفيد پرورش داده مي شوند. آلپاکاها به صورت گله اي نگهداري مي شوند و در طول سال در ارتفاعات کوههاي آند، پروي جنوبي، بوليوياي شمالي و شيلي شمالي که 3500 الي 5000 متر بالاتر از سطح دريا هستند مي چرند. آلپاکا بسيار کوچکتر از لاما است و برخلاف آنها براي باربري مناسب نيستند، اما الياف فيبري در آنها با ارزش است که البته اين الياف پشمي نيستند.
بافتهايي را که ميتوان با استفاده از الياف اين حيوان بافت عبارتند از: پتو، ژاکت، کلاه، دستکش، روسري، انواع متنوعي از منسوجات و باراني در امريکاي جنوبي و ژاکت، جوراب و کت در ديگر قسمتهاي جهان. اين فيبرهاي در بيش از 52 رنگ در پرو، 12 رنگ در استراليا و 22 رنگ در آمريکا وجود دارند.

* ميمون شبگرد هندي (tarsier)


ميمون شبگرد هندي گونه مخصوصي از اين خانواده است. تکامل ژنتيکي اين ميمون سالها مورد بحث قرار داشت، تا آنکه آن را نزديک به گروه simians طبقه بندي نمودند. ميمون شبگرد هنديچشماني درشت و پاهايي کشيده دارد. پاهايشان در امتداد استخوان قوزک پايشان است، که البته نامشان نيز بر همين اساس برگزيده شده است. اصولا حشره خوار هستند و حشرات را با پريدن بر روي آنها شکار مي کنند، اما از پرندگان و مارها نيز تغذيه مي کنند.
اين ميمونها در حين پريدن از درختي به درختي ديگر قادرند تا پرندگان را حتي در حال پرواز نيز شکار کنند. بارداري در اين حيوانات 6 ماه به طول مي انجامد و پس ازان تنها يک نوزاد به دنيا ميآورند. ميمون شبگرد هندي ذاتاً شبگرد است، اما مانند ديگر حيوانات شبگرد ممکن است برخي از اين ميمونها در روز نيز فعاليتهايي زايد با کم داشته باشند. با اين وجود بر خلاف ديگر حيوانات شبگرد فاقد روشنايي چشم در شب هستند. بعلاوه داراي ويژگيهاي استثنايي حيوانات شبگرد نيز هستند.


* سوسمار گردن چين دار


نام سوسمار گردن چين دار يا اژدهاي چين دار به دليل وجود لايه اي از پوست ناهموار که معمولاً به سمت سر و گردن اين سوسمار تا شده انتخاب شده است. گردن اين حيوان توسط ستون فقرات بلند و غضروفي حمايت مي شود. اين سوسمار در هنگام ترس دهانش را کاملاً باز ميکند، به نحويکه دهان صورتي و زردش کاملاً نامايان مي شود، سپس پوست اطراف گردنش با باز مي کند به صورتيکه رنگ نارنجي کمرنگ آن مشخص شود. البته اين امر به تنظيم دماي بدن وي نيز کمک مي کند.
طول حيوان بالغ به 1 متر مي رسد. روي زمين با 4 دست و پا راه مي روند. درهنگام خطر بر روي 4 پا مي دوند و نهايتاً بر روي پاهاي عقبي سرعت مي گيرند. جنس نر اين حيوان در دوران بلوغ و جواني به طور قابل ملاحظه اي از جنس ماده آن بزرگتر است. پوست دور گردن و صداي هيس هيس اين سوسمار به منظور ترساندن حيوانات شکارچي نيز کاربرد دارد. در هنگام حمله حيوانات شکارچي، سوسمار گردن چين دار با دو پاي خود از نزديکترين درخت بالا رفته و در بالاترين نقطه خود را مستتر مي سازد.



[+] نوشته شده توسط مجید در 12:0 بعد از ظهر | |







بازی


آنگاه که به میدان آمدم قوانین بازی را خوب می دانستم. می دانستم که در هر بازی خطا هست، برخورد هست، آسیب دیدگی هست... در انتهای بازی بدنهای کوفته و مجروح هست. باید همه را دید و به جان خرید. باید تا آخرین دقیقه بازی کرد. حتی شاید در وقت اضافه. چون هر بازی یک نتیجه هم دارد. برد یا باخت.. خوشحالم که در این بازی نباختم هر چند زخم بسیار خوردم و ناجوانمردانه بازی کردن را دیدم.
افسوس ای قهرمان کوچک٬ تاب نیاوردی تا به آخر. بی تابانه به سوی بازی دیگر شتافتی امّا ندانستی که بازی نیمه کاره یعنی باخت. بازنده شدی. برد را به من تقدیم کردی که تا آخر بازی رفتم. میشد این برد را با هم به دست آوریم.
من به رختکن میروم تا بعد از تجدید قوا بازی اصلی زندگی خود را آغاز کنم. تو را نمی دانم


[+] نوشته شده توسط مجید در 6:23 بعد از ظهر | |







حسنک کجایی؟


گاو ما ما میکرد. گوسفند بع بع میکرد. سگ واق واق میکرد. و همه با هم فریاد میزدند: حسنک کجایی؟؟ شب شده بود، اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته است و در آنجا شلوار جین می پوشد. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست، چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت میکرد. کبری گفت که تصمیم بزرگی گرفته است. کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند، چون او با پترس چت میکرد. پترس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت میکرد. پترس دید که سد سوراخ شده، اما انگشت او درد میکرد، چون زیاد چت کرده بود. او نمیدانست که سد تا چند لحظه دیگر می شکند. پترس در حال چت کردن غرق شد. برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود، اما کوه روی ریل ریزش کرده بود.
ریز علی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت. ریز علی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد. ریز علی چراغ قوه داشت، اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگها  برخورد کرد و منفجر شد. کبری و مسافران قطار مردند. اما ریز علی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود.
الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریز علی مهمان ناخوانده ندارد، او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد، تا شکم مهمانها را سیر کند . او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد، اما گوشت ندارد. او کلاس بالایی دارد. او فامیلهای پولدار دارد. او آخرین بار که گوشت قرمز خرید، چوپان دروغگو به او گوشت الاغ فروخت. اما او از چوپان دروغگو گله ندارد، چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد.
به همین دلیل است که دیگه کتابهای ما از اون قصه های قشنگ ندارد!!!


[+] نوشته شده توسط مجید در 11:27 بعد از ظهر | |







اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید

پیرمردی تنها در مینه‌سوتا زندگی می‌کرد. او می‌خواست مزرعه سیب زمینی‌اش را شخم بزند

اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش که می‌توانست به او کمک کند در زندان بود .پیرمرد

نامه‌ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :پسر عزیزم من حال خوشی ندارم

چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم .من نمی‌خواهم این مزرعه را از دست بدهم،

چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر

شده‌ام. من می‌دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می‌زدی" .دوستدار تو پدر".

پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد : پدر به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان

کرده‌ام. 4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند، و تمام مزرعه را

شخم زدند بدون اینکه اسلحه‌ای پیدا کنند.

   

پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می‌خواهد چه

کند؟ پسرش پاسخ داد: پدر برو و سیب زمینی‌هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا

می‌توانستم برایت انجام بدهم.

نتیجه اخلاقی: هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد. اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری

بگیرید می‌توانید آن را انجام بدهید


[+] نوشته شده توسط مجید در 8:16 بعد از ظهر | |







بزرگ‌ترين موج‌هاي دنيا


دو بار در سال بين ماههاي فوريه و مارس آبهاي اقيانوس اطلس با آب رود آمازون در برزيل درهم مي‌آميزد و بزرگ‌ترين موج‌هاي روي زمين را به وجود مي‌آورد. اين پديده كه «پوروروكا» نام دارد به دليل مد اقيانوس مي‌باشد. اين اتفاق باعث مي‌شود كه موج‌هاي بزرگي ايجاد شوند، كه ارتفاع آنها گاهي به 12 فوت مي‌رسد و عمر بعضي موج‌ها به ندرت نيم ساعت به طول مي‌انجامد.
مردم اين منطقه مي‌گويند هر وقت موج پوروروكا مي‌آيد، از نيم ساعت قبل از رسيدن صداي مهيب آن به گوش مي‌رسد. اين موج آنقدر قدرتمند است كه مي‌تواند هر چيزي را كه سر راه آن است، ويران كند. موج «پوروروكا» براي موج‌سواران اهميت خاصي دارد. از سال 1999 تاكنون هر ساله مسابقه قهرماني موج سواري در شهر «سائودومينيگو» انجام مي‌شود.

ركورد موج‌سواري بر پوروروكا از آن يك موج‌سوار برزيلي به نام «پيكوروتا سالازار» است، كه در سال 2003 در طول 5/12 كيلومتر مدت 37 دقيقه بر روي آب پوروروكا ماند.


[+] نوشته شده توسط مجید در 8:37 بعد از ظهر | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.j28.ir & www.bia2funny.ir & www.TakTemp.com